مثــــلِ یک رویا...!
سلام عزیزمامان.خوبی عشقم؟چندروزه نیومدم وبلاگت،آخه هنوز مشهدم و به نت دسترسی ندارم .گلم خیلی دلم برای وبلاگت تنگ شده بود،برا نوشتن خاطراتی در مورد تو.بابایی شنبه حرکت کرد وتهنا رفت خونه و منو تو مشهد موندیم .اولین نبضهات رو تو مشهد حس کردم،نبضهایی که توهم نبود،یه واقعیت دوست داشتنی بود.وقتی احساس کردم انگار کل دنیا رو بهم هدیه دادن.منم برات جایزه خریدم یه شلوار و پاپوش خوکشل.سعی کردم یه جور بردارم که هم دخملونه باشه و هم پسملونه..عزیزکم حالا با حس نبضهات که البته کم و کوتاهه جون دوباره میگیرم. راستی مهربونم چون نت عزیز جون قطعه همه ی خاطراتتو تو این پست جا میدم. سلام عزیزمامان.خوبی عشقم؟چندروزه نیومدم وبلاگت،آخه هنوز مشه...
نویسنده :
مامان عاطفه ی عاشق
1:15



